رضوان
لینک دوستان

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...

من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...

من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...

آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند...

من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم واشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...

آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند...

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم


برچسب‌ها: تلنگر
[ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۸ بعد از ظهر ] [ طهورا ]
میگویی دلم پاک است ....
میگویم خواهرم از دل پاک عمل پاک هم برمی آید ....
میگویی من هم عفیف هستم ....
میگویم خواهرم تو مرتبه ای از عفت را داری ؛ مثلا اینقدر عفت داری که تن فروشی نکنی ،زنا نکنی اما زنای چشم چطور؟ با مرتبه کامل عفت کمی فاصله داری....
میگویی خب پسرها چرا جلوی نگاهشان را نمیگیرند؟
میگویم راست میگویی خواهرم ...
برادرم! با آزاد گذاشتن نگاه و اعتنا به جلب توجهات ، دلیل بی حجابی خواهرت نشو
مقتدر مظلوم - دلیل بی حجابی

برچسب‌ها: تلنگر
[ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۹:۱۲ قبل از ظهر ] [ طهورا ]
اتل متل سمانه یه دختر شهیده

یه دختری که هیچ وقت بابا جونو ندیده

بابا وقتی شهید شد مامان حامله بوده

بعد که سمانه اومد ،دیگه جنگی ندیده

مامان زود ازدواج کرد بایه مرد غریبه

سمانه حالا اونو بابای خود می دونه

هیچکی بهش نگفته، باباش یه مرد دیگه ست

باباش تو آسمونه، تو یه دنیای دیگه ست

هیچکی بهش نگفته باباش چه مهربون بود

چه ابروی کمونی، باباش چه خوش زبون بود

هیچکی بهش نگفته باباش یه قهرمون بود

تو دشتای شلمچه باباش یه دیده بون بود

سمانه قد کشیده بزرگ شده ماشالله

داره می ره دانشگاه دانشجو اون حالا


برچسب‌ها: تلنگر
ادامه مطلب
[ شنبه ۱۲ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۱۰ بعد از ظهر ] [ طهورا ]

 

امام زمان

 

خدایا!

آن چنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولا،

توان برخاستن نداشته باشم . . .


برچسب‌ها: تلنگر
[ جمعه ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۲۸ بعد از ظهر ] [ طهورا ]

 

 وقتـــی کـــه در حريــمِ تـــو مَحبـــوسـم

آزاد تريــنم...!    رهــــآترينـــم

از قيـــد ِ اســـآرتِ ايــن تَن ِ خـــآکــي ....


برچسب‌ها: چادر
[ پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۶ بعد از ظهر ] [ طهورا ]

شهیدان

چادرم را همیشه روی سرم میگذارم

و یادم نمیرود که سرخی خونتان را

به سیاهی چادرم سپرده اید

یادم نمیرود

اگر اینجا با آرامش نشسته ام

به خاطر خون شماست

و یادم نمیرود مدیونتان هستم

 


برچسب‌ها: چادر
[ چهارشنبه ۹ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۶ بعد از ظهر ] [ طهورا ]


برچسب‌ها: تلنگر
[ سه شنبه ۸ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۷ بعد از ظهر ] [ طهورا ]

 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

إنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ الحَیِىَّ الحَلیمَ العَفیفَ المُتَعفِّفَ؛
خداوند انسان با حیاىِ بردبارِ پاک دامنى را که پاکدامنى مى‏ورزد، دوست دارد.


برچسب‌ها: تلنگر
[ دوشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۹:۱۵ قبل از ظهر ] [ طهورا ]
فقط برای خودم هستم " مـــن...! "

خودِ خودم ... نه زیبایم و نه عروسکی و نه محتــــــاج نگاهی...!

برای تو که صورتــ ـــهای رنگ شده را می پرستـــی نه سیرت آدمها را ، هیــــــچ ندارم...

راهت را بگیر و برو....................

حوالی من٬ توقفـــ ممنـــــوع است..

برچسب‌ها: حجاب
[ یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۰:۱۱ قبل از ظهر ] [ طهورا ]
تمامـ ِ رنگ هاي دنيــا روسياه مـ شوند

وقتـ سياهـِ چادرم ،

قد عَلم مـ كند!

چـ خوب مـ دانستند قديمـ تـر هآ:

"بـالاتـر از سياهـ رنگـ نيست "


برچسب‌ها: چادر
[ شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۱۳ بعد از ظهر ] [ طهورا ]
هر چه فڪر میڪنم میبینم
 
زن ڪه باشے نمیتوانے
 
 
مثل آن موقع ها بجنگے
 
و
 
شهیـב شوے ...


ولے میشوב با حجاب باشے

פ

شهیـבپرورے ڪنے ...
 

برچسب‌ها: حجاب
[ جمعه ۴ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۱۵ بعد از ظهر ] [ طهورا ]
حجاب

هر چیزی که در جهان وجود دارد ، حجاب دارد؛

زمین با لایه ازن محافظت می شود

شمشیرها با غلاف خود محافظت می شوند

جوهر و مرکب اگر بدون محفظه باشند خشک می شوند

سیب بدون پوست فاسد می شود

موبایل ها با قاب های رنگارنگ محافظت می شوند

زنان جواهرات زیبایی هستند که با چشم هایشان توصیف می شوند:

و حجاب محافظت می کند از زیبایی آنها.


برچسب‌ها: حجاب
[ پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۲۵ بعد از ظهر ] [ طهورا ]


یادمـــــان باشد اگر تنگـــــی ِدل غوغـــــا کرد،
مهـــــــدی ِفاطمه تنهاست، از او یـــاد کنیــم ...

ﺍﻟﻠّﻬﻢ ﻋﺠّﻞ ﻟﻮﻟﯿّﮏ ﺍﻟﻔﺮﺝ


برچسب‌ها: تلنگر
[ چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۲۶ بعد از ظهر ] [ طهورا ]
ما هنوز توی جنگیم!!
یک جنگ تمام عیار فرهنگی!!!
یک راه هم وجود داره که توی این جنگ پیروز بشیم!!!!
فقط و فقط پشت سر آقا راه برو....
 

برچسب‌ها: تلنگر
[ سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۲۸ بعد از ظهر ] [ طهورا ]
  

سنی نداری ولی چادرت را به کمربسته ای تا کمرعفافت خم نشود!

چقدربیداری تو عزیز!.. 

تو به ما نگاه نکن!...

مــا کوچــکیـــم...!!!

وتو بـــزرگـــی و بـــــــزرگ....!!! 

zemestan.jpg  

عاشـــــق زمستان و برفم ، او را نمی دانم ... 

من و زمســــتــــــان ، هیچوقت او را نفهمیدیم...!!!


برچسب‌ها: تلنگر
[ پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۲۲ بعد از ظهر ] [ طهورا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

سلام
منم يه وبلاگ نويسم مثل همه ادماي ديگه كه تو هرجاي دنيا دارن با هر موضوعي كه دوست دارن وبلاگ مي نويسن .
البته من دارم در مورد مسئله حجاب زن و مرد تحقيق مي كنم .
انشااله كه بتونم كمكي در اين راه حداقل به افكار درهم خودم كرده باشم.